چرا آمریکا از جنگ با ایران عقب نشینی کرد؟
بازدارندگی در میدان
تحولی که جنگ ۴۰ روزه رمضان، بیاعتباری آمریکا در میان متحدانش را عیان کرد.
آمریکا و ائتلافی که در جنگ رمضان علیه ایران شکل گرفت در میدان حالا دست به عصاتر حرکت میکنند.
گزارشها حاکی است که عربستان از بیم پاسخ احتمالی ایران، محدودیتهایی بر برخی تحرکات نظامی آمریکا اعمال کرده است.
نیویورک تایمز گزارش داده که محاسبات محمد بن سلمان تغییر کرده است و ترامپ پس از مخالفت عربستان با استفاده از حریم هوایی، طرح تنگه هرمز را لغو کرد.
این در شرایطی است که اگرچه گفته میشود عربستان نقش مهمی در کنار رژیم صهیونی در آغاز جنگ تحمیلی رمضان داشته حالا موضع متفاوت تری اخذ میکند. مخالفت عربستان با طرح ترامپ را باید موضوعی مهم در این حیطه و یکی از نتایج جنگ تحمیلی ۴۰ روزه قلمداد کرد.
این موضوع هم حاوی ترس از پاسخ ایران و هم بیاعتماد و بیاعتباری آمریکا نزد همپیمانان خاورمیانهای ترامپ است.
عملکرد ایران در میدان نیز برای آمریکا و عربستان بازدارندگی خاص خود را دارد و از همین حالا بخشی از بازدارندگی خود را نشان میدهد.
آمریکا برای باز کردن تنگه هرمز تلاشهای مختلفی طی چند روز اخیر انجام داد منتهای مراتب با هر برخوردی واکنش صریح و قاطعی دریافت کرد. ایران بدون تعارف ناوشکنهای آمریکایی را هدف قرار میدهد. موضوعی که توسط ایران انجام میپذیرد و کشورهای دیگر در این بخش چنین جرئتی از خود نشان نمیدهند.
جالب است که با برخورد قاطع با آمریکا در تنگه هرمز ترامپ نقض آتشبس را انکار میکند. هر چند ایران باید در این حیطه نسبت به آتشبس شکننده حساس تر عمل کند اما انکار آمریکا از ضرباتی که دریافت کرده و اجتناب از جنگ فراگیر نیز بازهم نوعی بازدارندگی قدرت نظامی ایران را نشان میدهد.
هر چند ترامپ سعی میکند که با تهدید و لفاظی در فضای مجازی هیمنه خدشهدار شده خود را جبران کند اما این موضوع بازهم قدرت نظامی ایران را مورد تاکید و تایید قرار میدهد.
به هر حال این آتشبازی های ترامپ نمیتواند تنگه هرمز را باز کند، خصوصا اینکه تنگه هرمز نیاز به امنیت فراگیر دارد و این تحرکات بیشتر تنگه را بسته نگه داشته و کشتیهای تجاری جرئت تردد در چنین فضای ناامنی را نخواهد داشت.
در مجموع، آنچه در تحولات اخیر پیرامون تنگه هرمز و بازدارندگی نظامی ایران مشاهده میشود، نهتنها معادلات میدانی بلکه محاسبات راهبردی بازیگران کلیدی منطقه را دستخوش تغییر کرده است.
جنگ تحمیلی ۴۰ روزه (رمضان) به عنوان یک نقطه عطف، این واقعیت را برای آمریکا و متحدان عربش روشن ساخت که هزینه هرگونه تقابل نظامی مستقیم با ایران، فراتر از تواناییهای پیشبینیشده آنهاست.
موضع گیری عربستان در مخالفت با طرح آمریکا برای بازگشایی تنگه هرمز، بیانگر یک تغییر ساختاری است. ریاض دریافته که تضمینهای امنیتی واشنگتن دیگر ضمانت اجرایی کافی در برابر قدرت عمل و اراده ایران را ندارند. تردید عربستان، حاصلِ همزمان دو عامل است؛ ترس از پاسخ حتمی ایران و بیاعتباری آمریکا در نقش یک حامی قابل اتکا.
واکنش قاطع ایران در هدف قرار دادن ناوشکنهای آمریکایی و انکار متعاقب ترامپ نسبت به نقض آتشبس، یک واقعیت تلخ را برای واشنگتن نمایان میکند؛ ظاهراً ایالات متحده اکنون در موقعیتی نیست که بخواهد بدون پذیرش هزینههای سنگین، یک جنگ فراگیر را آغاز کند.
لفاظیهای مجازی ترامپ نیز نمیتواند هیمنه خدشهدار شده ارتش آمریکا را ترمیم کند، چه رسد به اینکه امنیت لازم برای تردد کشتیهای تجاری را فراهم آورد.
در نهایت، بازدارندگی ایران در میدان، یک وضعیت جدید راهبردی را تثبیت کرده است؛ تنگه هرمز نه با تهدید و نمایش قدرت، بلکه از طریق درک متقابل از خطوط قرمز و اجتناب از اشتباه محاسباتی علیه ایران قابل مدیریت است.
مادام که ایران با حساسیت هوشمندانهای آتشبس شکننده را پایش کند و آمادگی خود برای پاسخ فوری و متقارن را حفظ نماید، معادله قدرت به نفع تهران باز خواهد ماند. آمریکا و ائتلافش، طعم قدرت نظامی ایران را به خوبی چشیده و کشورهای مثل عربستان قصد تجربه مجدد آن را ندارند.
دیدگاه تان را بنویسید