پاسخ جهانگیری به تهدید ترامپ برای حمله به جزیره خارک
معاون اول رییسجمهور در دولتهای یازدهم و دوازدهم تاکید کرد: بزرگترین اشتباه آمریکا پس از شروع جنگ این خواهد بود که به صورت زمینی وارد ایران شود و فرقی نمیکند جزیره خارک یا هر جزیره دیگری باشد.
ایرنا - معاون اول رییسجمهور در دولتهای یازدهم و دوازدهم تاکید کرد: بزرگترین اشتباه آمریکا پس از شروع جنگ این خواهد بود که به صورت زمینی وارد ایران شود و فرقی نمیکند جزیره خارک یا هر جزیره دیگری باشد. زمانی برخی کشورها خط و نشان میکشیدند که ممکن است یکی از جزایر ایران را اشغال کنند و مسئولین در زمان جنگ پاسخ میدادند که «اشغالگران برای اشغال یک وجب از خاک ایران باید از دریای خون عبور کنند»؛ این جمله همچنان پاسخ قطعی ایرانیان با اشغالگر و متجاوز است.
به گزارش ایرنا، امروز ۱۰ فروردین ماه ۱۴۰۵ است و جنگ تحمیلی ایالات متحده آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه میهن عزیزمان وارد روز سی و یکم خود شده است، جنگی که سران متخاصم به خیال خام خود تصور نمیکردند بیش از چند روز به طول انجامد و پیروزی زودهنگام و آسان خود را قطعی میدانستند با این حال در طی این مدت مردم صبور و نیروهای مسلح دلیر کشورمان سطح بالایی از تاب آوری، ایستادگی و شجاعت را به نمایش گذاشتند؛ تا جایی که رئیسجمهور آمریکا که جنگ را با وعده مضحک آزادی مردم ایران آغاز کرده بود با همراهی رژیم صهیونیستی دست به تهدید مردم و تخریب زیرساختهای حیاتی ایرانیان زد. او شنبه یکم فروردین ماه ۱۴۰۵ با انتشار پیامی در پلتفرم اختصاصی خود، تروث سوشیال و در تهدیدی که برخی سناتورهای آمریکایی آن را به منزله از دست دادن کنترل او بر جنگ تعبیر کردند، نوشت: «اگر ایران ظرف ۴۸ ساعت تنگه هرمز را به طور کامل و بدون تهدید باز نکند، ایالات متحده آمریکا به نیروگاههای مختلف ایران حمله کرده و آنها را از بین خواهد برد.»
این تهدید ترامپ، با پاسخ قاطع نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران و سران قوا مواجه شد؛ سخنگوی قرارگاه سازندگی خاتمالانبیاء در پیامی تلویزیونی اعلام کرد چنانچه زیرساختهای سوخت و انرژی ایران مورد تجاوز قرار گیرد، تمام زیرساختهای سوخت، انرژی، فن آوری اطلاعات و آب شیرین کن مورد استفاده آمریکا و رژیم در منطقه، هدف قرار خواهند گرفت. در پی این هشدارها، ترامپ مهلت ادعایی خود را در دو مرحله (یک بار به مدت پنج روز و بار دیگر به مدت ۱۰ روز) به تعویق انداخت اما همچنان در این فاصله نیز گزارشها از حمله دشمن آمریکایی-صهیونی به مراکز علمی و صنعتی از جمله چندین کارخانه فولاد و دانشگاه همچون فولاد مبارکه اصفهان و فولاد خوزستان و دانشگاه های علم و صنعت و صنعتی اصفهان حکایت دارد.
رئیسجمهور آمریکا و شرکای وی درحالی مدعی مسدود شدن تنگه هرمز شدهاند و آن را دستاویزی برای تهدید حمله به خارک قرار دادهاند تا بازارهای انرژی از حالت بحرانی خارج شود که مسئولین جمهوری اسلامی ایران بارها این ادعا را تکذیب کردهاند و شواهد نیز حاکی از این است تنگه هرمز برای کشورهای غیرمتخاصم باز است و عدم اجاره عبور و مرور به کشتیهای مرتبط با ایالات متحده آمریکا و رژیم صهیونیستی در چارچوب «حق دفاع مشروع» ایران صورت گرفته است. پایگاه عربی المطلع در تحلیل این راهبرد نوشته است: «ایران با مقاومت در مقابل تجاوز آمریکا و افزایش دادن هزینههای آن برای متجاوزان و همچنین استفاده از تنگه هرمز بهعنوان عاملی راهبردی و ابزار فشاری درباره اقتصاد جهانی و قیمت انرژی توانسته است قدرت آمریکا را به چالش بکشد و رویارویی نظامی را به بازی پیچیدهای از هزینههای اقتصادی و سیاسی تبدیل کند.»
یک پژوهشگر ارشد اسرائیلی و عضو موسسه امنیت ملی رژیم صهیونیستی نیز در تحلیل پیامد این راهبرد جمهوری اسلامی ایران در تنگه هرمز نوشته است: «ایران با حمله به بیش از ۲۰ کشتی در تنگه هرمز و اجازه عبور گزینشی به کشتیهای مدنظر خود، توانسته کنترل مؤثری بر جریان انرژی در خلیج فارس ایجاد کند. این موضوع اکنون به چالشی مستقیم برای منافع آمریکا و اقتصاد جهانی تبدیل شده است.»
متن کامل این مقاله را اینجا بخوانید.
محمدباقر قالیباف رئیس مجلس شورای اسلامی یکشنبه ۹ فروردین ماه ۱۴۰۵ در بخشی از پیام خود به مناسبت سیامین روز دفاع ملی ایرانیان و در تحلیل دلایل توسل رئیسجمهور آمریکا به هر حربهای برای باز کردن تنگه هرمز نوشت: «دشمنی که ادعا میکرد نیروی هوایی و دریایی و موشکی ما را نابود کرده است، طرح فروپاشی جمهوری اسلامی را داشت، حالا هدف خود را باز شدن تنگه هرمز قرار داده است. باز کردن تنگه ای که قبل از جنگ رمضان باز بود امروز تبدیل به آرزوی عملیاتی ترامپ شده است. ترامپ در همراهی کشورهای اروپایی ناتوان است. بازار انرژی از کنترل خارج شده است و تورم مواد غذایی نزدیک است.»
محمد رضا عارف معاون اول رئیس جمهوری اسلامی ایران نیز با انتشار مطلبی در صفحه شخصی خود در شبکه اجتماعی ایکس، در همین رابطه خطاب به رئیس جمهور متوهم و جنگ افروز آمریکا، نوشت: بله رژیم تغییر کرده، البته رژیم تنگه هرمز! رژیم تنگه هرمز دیگر مانند گذشته نخواهد بود؛ دولت مصمم است دستاورد میدان را به منفعت پایدار اقتصادی و امنیتی برای کشور تبدیل کند.
در این راستا روزنامه آمریکایی یو اس ای تودی نیز در گزارشی با اشاره به تاثیرات اقتصادی و اجتماعی تجاوز مشترک ایالات متحده و رژیم صهیونیستی علیه ایران بر زندگی شهروندان آمریکایی در مناطق مختلف این کشور، نوشت: «مردم آمریکا معتقدند که جنگ علیه ایران با افزایش قیمت بنزین و مواد غذایی، اقتصاد ایالات متحده را فلج کرده است و از ادامه آن ناراضی هستند.»
متن کامل گزارش یو اس ای تودی را اینجا بخوانید.
از آغاز تجاوز نظامی اخیر آمریکا و رژیم صهیونیستی، در خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران بر آن شدیم تا در راستای ارائه تحلیلی واقعگرایانه از وضعیت دفاع میهنی این روزهای ایرانیان در برابر تهاجم بیگانگان با شخصیتها، اندیشمندان، حقوقدانها و فعالان سیاسی و مدنی به گفتگو بنشینیم؛ آنچه در ادامه میآید مشروح گفتگوی تفصیلی با اسحاق جهانگیری معاون اول رییسجمهور در دولتهای یازدهم و دوازدهم است.
جنگ تحت تاثیر تحلیل نادرست از قوای دفاعی و مردم ایران آغاز شد
ایرنا: یک ماه از آغاز جنگ اسرائیل و ایالات متحده آمریکا علیه مردم ایران میگذرد و در تمام این مدت نیروهای دفاعی کشور با صلابتی حیرتانگیز در برابر دشمنان ایستادگی کردهاند و مردم نیز برغم تمام ضرباتی که این جنگ به آنها وارد کرده است، تابآوری بینظیری را از خود به نمایش گذاشتهاند. بر اساس این دو مولفه کلیدی، دستگاه حاکمیتی همچنان مصمم به تنبیه متجاوزان تا دستیابی به شرایط پایدار است، آیا سرویسهای امنیتی متخاصمان چنین مقاومتی را پیشبینی نمیکردند که این جنگ را رقم زدند؟
اسحاق جهانگیری: یک ماه از جنگ رمضان سپری شده است و ضمن گرامی داشت یاد شهدای این جنگ و نیروهای دفاعی و نظامی که در حال دفاع از کیان کشور هستند و همچنین یاد رهبر شهید انقلاب که فقدان ایشان ضایعه بسیار بزرگی است، باید بگویم آمریکا این جنگ ظالمانه را با یک تحلیل بسیار نادرست تحت تاثیر رژیم صهیونیستی علیه ایران آغاز کرد. تحلیلی که حمله به ایران بر مبنای آن آغاز شد اولا از جهت ارزیابی توان نظامی و دفاعی جمهوری اسلامی ایران و گروههای مقاومت اشتباه بود و نمیدانستند جنگ با ایران چه تاوانی برای آنها دارد. ثانیا از روحیات مردم ایران نیز برآورد درستی نداشتند و نمیدانستند تا چه حد برای دفاع از کیان کشور و نظام آمادگی و استقامت دارند. ثالثا دشمنان حتی از شرایط اقتصادی کشور ایران و ساختار مدیریتی آن نیز درک دقیقی نداشتند.
این تحلیل نادرست علاوه بر تحریکات رژیم صهیونیستی، ناشی از اثرگذاری کشورهای مخالف جمهوری اسلامی ایران در منطقه و نیز نیروهای گریخته از کشور که بعضا حتی سالها دور از وطن بودند و در سیستم کشورهای متخاصم فعالیت دارند، صورت گرفت و رئیسجمهور آمریکا سرانجام وارد جنگی شد که بر پایه محاسبات دقیق و واقعی نبود. اگر به یاد داشته باشیم، سال ۱۳۸۰ هنگامی که ایالات متحده آمریکا میخواست به عراق حمله کند، گمانه زنیهایی درباره احتمال جایگزینی ایران به جای عراق صورت گرفت و حتی شیمون پریز نخستوزیر وقت رژیم صهیونیستی به واشنگتن رفت و این تعبیر وی که گفته بود «بغداد علامت درستی نیست و باید به تهران حمله کرد»، تقریبا عمومیت پیدا کرد.
ترامپ به علت خودشیفتگی توجهی به تحلیلهای واقع گرایانه درباره جنگ نکرد
البته آن زمان گروهی که در آمریکا حاکم بود به مشاورههای اندیشکدهها، تحلیلگران سیاسی و نهادهای امنیتی گوش فرا دادند و از این تصمیم صرف نظر کردند. بر اساس تحلیلها به هیچ وجه امکان حمله به ایران فراهم نبود زیرا ایرانیان، مردم منسجمی هستند و عرق ملی بسیار بالایی دارند و با همه اختلاف نظرهایی که در درون دارند اما با جدیت از کشور خود دفاع میکنند. با این وجود این بار رئیسجمهوری که در آمریکا بر سر کار است با خودشیفتگی مفرط به تحلیلهای درستی از این دست توجهی نکرد، نتانیاهو نیز که فردی جانی و کودککش است، تصور میکرد با همراهی آمریکا میتواند به سرعت ایران را تسلیم کند زیرا از نظر وی شرایط مهیا بود.
با این حال نیروی نظامی ایران در این ۴۰ سال نشان داده است که از قدرت فوقالعادهای برخوردار است و عمدتا متکی به توان داخلی است. خودکفایی در صنایع استراتژیک و فناوریهای حیاتی کشور سیاستی بود که رهبر شهید انقلاب در پیش گرفتند و تقریبا در همه دولتهای بعد از انقلاب اعمال شد. در مقاطعی این بحث مطرح میشد که برای قدرت دفاعی خود تعدادی موشک از فلان کشور تهیه کنیم اما جنگ با عراق نشان داد که دست ایران در برابر حملات موشکی به شهرهای مختلف خالی است و نمیتواند پاسخگوی تعدی بیگانگان باشد و به تعبیری ما برای گرفتن یک موشک به برخی کشورها التماس میکردیم تا بتوانیم مقابله به مثل کنیم.
جنگ ایران و عراق مسئولان را به سمت تولید صنایع استراتژیک سوق داد
همه این موارد کمک کرد تا جمهوری اسلامی ایران به این جمعبندی برسد که باید روی پای خود بایستد و تولید صنایع استراتژیک در داخل کشور را آغاز کند، در نتیجه مهندسان جوان ایرانی به سمت خودکفایی در این زمینه رفتند. شاید آمریکاییها بر اساس اطلاعات نهادهای امنیتی خود میدانستند که ایران به سطح بالایی از توانمندی نظامی دست یافته است اما به نظر من اولا اطلاع نداشتند که این توانمندی به حدی رسیده است که در برابر قدرت نظامی مثل آمریکا و قدرت منطقهای مانند اسرائیل قادر به دفاع از کیان کشور و حملات جدی است.
ثانیا در تحلیل علل رشد توانمندی نظامی کشور، باید به نیروی انسانی متدین و باورمند که در ارتش و سپاه که پای این کار میایستد نیز اشاره کرد، این نیرو باور دارد که باید برای کیان کشور از جان خود ایثار کند. عدم توان ارزیابی دقیق مجموعه این مولفهها، دشمنان را دچار یک سرگیجه کرد. البته فکر میکنم بعضی از سیاستمداران یا حتی نهادهای امنیتی آمریکا به رئیسجمهور این کشور - که تصور میکرد ظرف ۴ روز به پیروزی میرسد! - مشورت دادند که وارد جنگ با ایران نشوند زیرا پیروزی زودرس در دسترس وی نیست اما سرانجام ترامپ تحت تاثیر اطلاعات غلط و القائات صهیونیستها جنگ را آغاز کرد. خوشبختانه با گذشت یک ماه همه دیدند که ایران در میدان نبرد با ظرفیت خوبی در حال جنگیدن است، هرچند آسیبهای جدی نیز به زیرساختها، امکانات و نیروهای انسانی کشور وارد شده است که مسئلهای جدی است و باید در جای خود باید تحلیل و ارزیابی شود.
ساختار قوی مدیریتی کشور یک دستاورد بزرگ و مانع از فروپاشی است
ایرنا: در کنار مواردی که برشمردید یکی از خطاهای راهبردی دشمنان این تصور نادرست بود که در پی شهادت رهبر انقلاب و فرماندهان تراز اول نظامی، جمهوری اسلامی ایران به سمت گزینه مطلوب آنها یعنی آغاز فرایند «تسلیمسازی» پیش میرود، اما نه تنها در روزهای نخست پس از ۹ اسفند ۱۴۰۴ این اتفاق نیفتاد بلکه بر اساس شواهد میدانی و حتی تحلیلهای منابع غربی دسترسی به هدف تعیین شده در ادامه راه نیز میسر نیست؛ لطفا ارزیابی خود را بفرمایید.
اسحاق جهانگیری: آمریکا از توانمندی ساختار مدیریتی کشورمان تحلیلی نادرستی داشت و تصور میکرد جمهوری اسلامی ایران مانند کشورهایی که تاکنون با آنها طرف شدهاند و اگر یک نفر در راس هرم تسلیم شود دیگران نیز به سرعت تسلیم خواهند شد! در ایران هم اگر تسلیمپذیری در کار نیست اما با به شهادت رساندن رهبر انقلاب و فرماندهان عالی رتبه بقیه ارکان نظام به سرعت تسلیم آنها خواهند شد و ساختار مدیریتی کشور فرومیپاشد.
اما یکی از اتفاقات مهم در ایران طراحی ساختار مدیریتی بسیار منسجم و قوی است که اگر تا چند رده هم نیاز باشد، نیروی انسانی پای کار برای مدیریت در بخشهای مختلف نظامی و دولتی وجود دارند تا خلاءها را به سرعت پر کنند. بنابراین طراحی ساختار منسجم و تربیت نیروی کارآمد یکی از بزرگترین دستاوردهای کشور است بنابراین دشمن نمیتواند تصور کند که جمهوری اسلامی ایران با ترور شخصیتهای کلیدی و سرمایههای انسانی تسلیم خواهد شد.
یکی دیگر از موارد حائز اهمیت در این زمینه «بنیانهای اقتصادی» کشور است که پس از انقلاب اسلامی به خوبی شکل گرفته است. در سالهای پیش از انقلاب حتی پنیر را هم از خارج وارد میکردند و در زمان جنگ گفته میشد که این پنیرها در ظروفی قرار دارند که بخش عمده آن آب نمک برای نگهداری آن است و باید هزینه حمل آب نمک هم پرداخت میکردیم! اما کشور در این ۴۰ سال در بسیاری موارد صاحب فناوری شده است مثلا در صنایع فولاد تقریبا اتکای ما به خارج از کشور از نظر تجهیزات به حداقل ممکن رسیده است و دیگر کشوری نیستیم که همه اقلام مورد نیاز را از خارج وارد کنیم. ما حتی در کشورهای دیگر نیز کارخانه سیمان، نیروگاه و غیره ساختهایم و در نیروگاهسازی به ظرفیت بسیار بالایی رسیدهایم که در محاسبات آنها مغفول مانده بود.
همچنین «موقعیت جغرافیایی» ایران نیز از جمله موارد بسیار مهم دیگر است که حتی در داخل کشور نیز گاهی در زمینه استفاده از تمام ظرفیت این امتیاز غفلت کردهایم. این موقعیت جغرافیایی دنیا را نیازمند ایران میکند؛ هم کریدورهای شمال - جنوب ایران و هم کریدورهای شرق و غرب آن یک محور مهم ترانزیت جهانی است و نمیشود دنیا را از این امکان راهبردی محروم کرد. علاوه بر این، امکاناتی مثل خلیج فارس و در نزدیکی آن باب المندب نیز از جمله ویژگی های جغرافیایی منحصر به فردی است که در اختیار ایران قرار دارد.
هر کشوری که با تهدید موجودیتی مواجه شود، از کل امکاناتش برای مقابله استفاده میکند
جمهوری اسلامی ایران تاکنون برغم تمام فشارهایی که به آن وارد شده است مانند تحریمهای نفتی و بانکی و غیره، سعی کرده است با تدابیری این تحریمها را خنثی کند و آثار آن را از بین ببرد و هرگز حاضر نشده از موقعیتهایی که دارد علیه تحریم کنندهها استفاده کند. با این وجود هر کشوری که با تهدید موجودیتی مواجه شود، تصمیم میگیرد از کل امکاناتش استفاده کند، بنابراین باید از تمام این ظرفیتها در شرایط فعلی استفاده شود. دیگران نیز باید بفهمند که وقتی موجودیت یک کشور مورد تهدید قرار میگیرد اگر امکانات خود را در اختیار مهاجمان قرار دهند تا علیه ایران استفاده شود کشورمان نیز این حق را پیدا میکند که برای مقابله با دشمن از تمام امکاناتش استفاده کند.
ایرنا: یکی از امتیازهای استراتژیک ایران که در جنگ به یک ابزار بازدارنده تبدیل شده است، امتیاز کلیدی «تنگه هرمز» است، در زمان دولت آقای روحانی پیشنهادی تحت عنوان پیمان «صلح هرمز» برای تامین امنیت این تنگه - با مشارکت کشورهای منطقه و البته بدون دخالت قدرتهای غربی - مطرح شد؛ چه موانعی بر سر تحقق این پیمان وجود داشت؟
اسحاق جهانگیری: پیام مهمی در پیمان «صلح هرمز» نهفته بود که بحث بر سر جزئیات آن فرصت جداگانهای میطلبد اما کلیت آن عبارت بود از اینکه کشورهای منطقه قادر هستند امنیت خود را تامین کنند و کشورهای خارج از منطقه بویژه قدرتهای سلطهگری مانند آمریکا نه تنها هیچ امنیتی برای منطقه نمیآورند بلکه منطقه را ناامن میکنند؛ این حرف همیشگی جمهوری اسلامی بوده و است. اما متاسفانه کشورهای منطقه تحت تاثیر رژیم صهیونیستی متوجه این موضوع نشدند کارشناسان نادان نیز به آنها القاء میکردند که خطر ایران است نه رژیم صهیونیستی! و به همین دلیل نیز پایگاه در اختیار آمریکا قرار دادند و به آمریکا اشتباه اجازه دادند که خودش را در این کشورها تجهیز کند.
از همان ابتدا هم معلوم بود که قرار است از این پایگاهها علیه کشورهای منطقه استفاده شود و آمریکا تصمیم ندارد با دشمنان منطقه جنگ کند. اعراب و مسلمانان جهان میدانستند آن کسی که بخشی از سرزمینهای اسلامی را اشغال کرده و حاضر نیست دست از اشغال بردارد رژیم صهیونیستی است اما این را در تصمیمهای خود لحاظ نکردند. متاسفانه اتفاقاتی که در دو سال گذشته در منطقه بویژه غزه افتاد کمترین درس را به کشورهای عربی داد و همچنان فشار را روی ایران گذاشتند به جای اینکه فشار را متوجه رژیم صهیونیستی کنند.
کشورهای منطقه دیگر فهمیده اند که آمریکا برای آنها امنیت نمیآورد
آنها پس از اینکه رژیم صهیونیستی به کشتار ۷۰ هزار نفر از مسلمانان غزه و ویرانگری در آن منطقه دست زد نیز باز هم به رئیسجمهور نادان آمریکا و پیمان صلحی متوسل شدند که به ظاهر پیمان صلح است اما در آن نشانی از صلح نیست و آمریکا مطرح کرده تا بتواند با کمک آن حمله گستردهای به ایران انجام دهد. اما بعد از این جنگ دیگر کشورهای حوزه خلیج فارس درس گرفته اند که آمریکا برای آنها امنیت نمیآورد بلکه باید یک امنیت جمعی در منطقه خودمان ایجاد کنیم.
ایرنا: در طول یک ماه اخیر برخی کارشناسان پیشنهاداتی درباره تغییر رژیم حقوقی تنگه هرمز برای دوران پسا جنگ - از جمله وضع عوارض عبور و مرور - ارائه کردهاند، ارزیابی شما از این مسئله چیست؟
اسحاق جهانگیری: پیشنهاداتی از این دست مربوط به پس از جنگ است تا دستگاه دیپلماسی با کشورهای مختلف مذاکره کند و به نتیجه برسد اما آنچه در شرایط فعلی مورد نیاز است، تداوم همین خط مشی است که در حال حاضر اجرا میشود زیرا این امکان وجود ندارد که دشمنان ایران از یک آبراه مهمی که در ایران قرار دارد، علیه کشورمان استفاده کنند و ما هیچ اقدامی انجام ندهیم. اما پس از اینکه جنگ متوقف شد کارشناسان باید بررسی کنند که تنگه باید مانند سابق اداره شود یا یک سازوکار جدیدی برای آن در نظر گرفته شود و مسئولین کشور در زمان خودش به این موضوع خواهند پرداخت.
ایرنا: رئیسجمهور آمریکا پس از اینکه مهلت حمله به جزیره خارک را از ۴۸ ساعت به ۵ روز تمدید کرد، از یک مهلت ۱۰ روزه سخن گفت؛ چنانچه مهلت ۱۰ روزه به پایان برسد و دست به حمله بزند، این اقدام وی چه پیامدهایی خواهد داشت؟
اسحاق جهانگیری: اظهارات رئیسجمهور آمریکا صرفا تهدید است، ترامپ از روزی که بر سر کار آمده است مدام راهبرد «صلح از موضع قدرت» را تکرار میکند که ممکن است راهبردی شناخته شده در میان سیاستمداران باشد ولی «صلح از موضع بلوف» یا صلح از موضع سخن بیحساب گفتن و آتش زدن به مبانی اولیه حقوق بینالملل، حقوق بشر و حقوق انسانی، هرگز صلح از موضع قدرت تلقی نمیشود. ترامپ تصور میکند چون بمب و موشک دارد میتواند زیرساختهایی که نیاز اولیه آرامش و رفاه یک ملت است را تخریب کند اما این صلح از موضع قدرت نیست بلکه صلح از موضع قدرت در میدان نبرد مشخص میشود.
ورود زمینی به ایران «بزرگترین اشتباه» آمریکا پس از شروع جنگ خواهد بود
یکی از میدانهای نبرد حتما میدان نبرد زمینی است و بزرگترین اشتباه آمریکا پس از شروع جنگ این خواهد بود که به صورت زمینی وارد ایران شود و فرقی نمیکند جزیره خارک یا هر جزیره دیگری باشد. زمانی برخی کشورها خط و نشان میکشیدند که ممکن است یکی از جزایر ایران را اشغال کنند و مسئولین در زمان جنگ پاسخ میدادند که «اشغالگران برای اشغال یک وجب از خاک ایران باید از دریای خون عبور کنند»؛ این جمله همچنان پاسخ قطعی ایرانیان است. لذا این گونه نیست که آنها بتوانند یک وجب از خاک ایران را بگیرند و تصور کنند که میتوانند آن را نگه دارند و با فشار ایران را وادار به تسلیم کنند. هر چند جزیره خارک یک جزیره بسیار راهبردی است اما جمهوری اسلامی ایران برای جایگزین صادراتش به دهها مسیر دیگر اندیشیده است که کمترین اختلال در صادرات نفت ایران بوجود نیاید.
هر چند در حال حاضر عمده صادرات ما از طریق این جزیره است؛ ما در جزیره خارک پتروشیمی داریم اما دهها و صدها واحد صنعتی دیگر در خارج از این جزیره داریم و جزایر دیگری را هم برای صادرت نفت پیشبینی کردهایم که در مواقع ضرورت استفاده کنیم. مهمترین طرح راهبردی که در دولت آقای روحانی انجام دادیم خط لوله صادرات نفت خام از گوره به جاسک بود که این خط بیش از هزار کیلومتر است، ایستگاههای مهم پمپاژ آن در آن زمان احداث شد و صادرات در جاسک و خارج از تنگه هرمز نیز آغاز شد. هر چند روند کار در دولتهای بعد کند شد اما چون تمام کارش انجام شده به سرعت قابل راهاندازی است.
تهدید آمریکا برای اشغال خارک، بلوف است
این تصور رئیسجمهور آمریکا که میتواند بخشی از خاک کشوری مانند ایران را با چند صد هزار نیروی مسلح آموزش دیده و میلیونها انسان پشتیبان نیروهای مسلح تصرف کند، یک «اشتباه راهبردی» است. البته که نیروهای مسلح ما همین تهدید را نیز جدی میگیرند و برای پیشگیری و مقابله با آن برنامهریزی میکنند اما من فکر میکنم تهدید ترامپ در حد یک بلوف است و ورود به این عرصه برای وی و هم پیمانانش بسیار پرهزینه خواهد بود. مصلحت آمریکا در این است که وارد چنین اشتباهی در این جنگ نشود و به دور از فشارهای رژیم صهیونیستی یک راه حل عاقلانه برای خارج شدن از باتلاق خودساخته انتخاب کند.
ایرنا: مقامات جمهوری اسلامی ایران بارها اعلام کردهاند جنگ تا زمان گرفتن یک تضمین عینی برای عدم تکرار آن از سوی متجاوزان و پیشگیری از تله چرخه «جنگ - آتشبس» ادامه دارد، ارزیابی شما از این مسئله چیست؟ چگونه میتوان از طرف مقابل تضمین عینی گرفت؟
اسحاق جهانگیری: این شرط بسیار جدی است زیرا ما دوبار در زمانی که مذاکره میکردیم مورد حمله قرار گرفتیم؛ جنگ ۱۲ روزه درست در مقطعی انجام شد که پنج دوره مذاکره انجام شده بود و حتی تاریخ مذاکره بعدی هم مشخص شده بود! آمریکاییها هم اینقدر در اشتباه بودند که آن زمان رئیسجمهور آمریکا برنامه خود در کانادا را ناتمام گذاشت و به واشینگتن بازگشت و در توئیتی اعلام کرد که ایران راهی جز «تسلیم شدن» ندارد! زیرا صهیونیستها به ترامپ گفته بودند که کار ایران تمام است و او هم واقعا فکر میکرد اینگونه است! به هر حال در آن جنگ آتشبس شد و ایران نیز آن آتشبس را پذیرفت.
سپس برای بار دوم طرفین وارد مذاکره شدند، بعد از بازگشت آقای عراقچی از آخرین مذاکرهای که در ژنو بود، از دوستان دولت شنیدم که بر اساس گزارش ایشان کار تمام شده بود و مذاکره به حدی از نظر طرفین مثبت بود که به نظر میرسید به سمت توافق میرفتند؛ وزیر خارجه عمان نیز این مسئله را تایید کرد. در واقع جمهوری اسلامی ایران برای فیصله یافتن موضوع، شرایطی را قبول کرده بود تا به نقطهای برسند که جنگ تمام شود. اما به یک باره چنین حمله گسترده و ناجوانمردانهای به کشور انجام شد و در لحظات اول، آن ضربه را به کشور زدند.
ایران دیگر نمیپذیرد که به اسم آتشبس یک فرصت دیگر به متجاوز داده شود
وقتی جمهوری اسلامی ایران دوبار این شرایط را آزموده و تحت فشار قرار گرفته و آسیب دیده است و در مقابل، فشارهایی نیز به طرف مقابل وارد کرده است، دیگر نمیپذیرد که به اسم آتشبس یا توقف موقت یک فرصت دیگر به متجاوز داده شود و آنها دوباره آماده جنگ شوند. بنابراین پیشنیاز آتشبس این است که اثبات شود جنگ دوباره اتفاق نمیافتد و این مسئله نیز کار دشواری نیست. حتما میتوان با یک روندی که شورای امنیت سازمان ملل یا کشورهای معتبر دنیا تصویب کنند و روشن شود که دیگر تهاجمی علیه ایران انجام نخواهد شد به این تضمین دست یافت. تهیه این فرمول اطمینانبخش برای کارشناسان سیاست خارجی ایران و جهان امر پیچیدهای نیست تا در نهایت به یک توافق پایدار دست پیدا کنند و کشور به سمت بازسازی تخریبها برود و حرکت خود را به سمت پیشرفت ادامه دهد.
ایرنا: اگر در پایان نکتهای باقی مانده بفرمایید.
اسحاق جهانگیری: باید دست تک تک نیروهای مسلح، فرماندهان سپاه و ارتش و مردمی که در این شرایط، پای کار ایستادهاند و به صورت شبانهروزی در صحنه حضور دارند بوسید. مسئولین نیز باید قدر مردم را بدانند و از کسانی برای گفتگو با مردم دعوت کنند که مردم به سخنان آنها اعتماد بیشتری دارند. صرف اینکه در صدا و سیما افرادی را به عنوان کارشناس بیاوریم و توجه نکنیم که سخنان آنها تا چه حد با استقبال از سوی مردم مواجه میشود این «بی اعتنایی» به جامعه است بنابراین تریبون باید در اختیار کسانی قرار گیرد که کلام آنها در مردم اثربخش باشد.
از نظر مدیریتی نیز دولت با تمام محدودیتهایی که داشته اما تلاش کرده است تا در نیازهای اصلی مردم هیچ کمبودی بوجود نیاید و این مسیر باید با قدرت پیش برود. برای عبور از بحرانها نیز باید همیشه «میدان و دیپلماسی» در کنار هم پیش بروند و ایران از تمام ابزارهای دیپلماسی استفاده کند زیرا کشور ما هرگز به دنبال جنگ نبوده و نیست و در حقیقت صرفا در حال دفاع از خود است.
دیدگاه تان را بنویسید