نقدی بر پیام جدید رییس جمهور اسبق؛

آقای حسن روحانی کجای «میدان» ایستاده ای؟

کد خبر: 1394684

آقای روحانی، در کدام لحظه از این سی‌وچند روز، در کنار مردم دیده شده‌اید؟

آقای حسن روحانی کجای «میدان» ایستاده ای؟

مصطفی صادقی :  حسن روحانی در تازه ترین  پیام خود، از ضرورت «اصلاحات اساسی و فوری سیاسی» سخن گفته است. جمله‌ای که اگر در یک فضای عادی سیاسی طرح می‌شد، می‌توانست موضوع گفت‌وگو و تحلیل قرار گیرد؛ اما در شرایط کنونی، در میانه یک جنگ واقعی و تمام‌عیار، این گزاره بیش از آنکه راهگشا باشد، محل پرسش است.

پرسش اول، پرسش «موقعیت» است. این سخن از کجا گفته می‌شود؟ از کدام میدان؟ از کدام نسبت با واقعیت جاری کشور؟ در روزهایی که رئیس‌جمهور و برخی مسئولان در میان مردم حاضر می‌شوند در خیابان در راهپیمایی در متن جامعه؛ در روزهایی که مردم، هر شب در صحنه حضور دارند و از کشور خود حمایت می‌کنند و در روزهایی که جوانان این سرزمین در پای لانچرها و سامانه‌های دفاعی در خط مقدم ایستاده‌اند و حتی جان می‌دهند، این پرسش به‌طور طبیعی شکل می‌گیرد: شما در کجای این صحنه ایستاده‌اید؟ در کدام لحظه از این سی‌وچند روز، در کنار مردم دیده شده‌اید؟ در کدام میدان، در کدام جمع، در کدام حضور عینی؟اگر سیاست،  «امر در صحنه بودن» است،پس چگونه می‌توان از دل یک غیاب ممتد، نسخه‌ای برای «اصلاح فوری» پیچید؟

این همان نقطه‌ای است که گفتار، از واقعیت جدا می‌شود. وقتی این جدایی رخ دهد، آنچه باقی می‌ماند، نه سیاست، بلکه نوعی «روایت در جهان موازی» است.

پرسش دوم، سوال درباره «زمان» است. اصلاحات، اگر قرار است معنا داشته باشد، باید نسبت خود را با لحظه تاریخی مشخص کند. امروز، لحظه‌ای است که کشور درگیر یک تهدید بیرونی است ؛ لحظه‌ای که اولویت، حفظ انسجام و عبور از بحران است.

در چنین شرایطی، طرح «اصلاحات فوری»، بدون تعریف دقیق و بدون توجه به اولویت‌های ملی،بیش از آنکه یک راهبرد باشد، به یک «اختلال در تمرکز» تبدیل می‌شود.

پرسش سوم، پرسش «مردم» است. مردمی که امروز در خیابان حضور دارند، مردمی که فشار اقتصادی و روانی جنگ را تحمل می‌کنند، مردمی که در کنار نیروهای مسلح ایستاده‌اند، این مردم، در حال زیستن در یک واقعیت سخت هستند. 

اما آیا این واقعیت، در این نوع گفتار بازتاب پیدا می‌کند؟یا ما با نوعی فاصله‌گیری از «بطن جامعه» مواجهیم؟

این فاصله، همان چیزی است که باید درباره آن تأمل کرد.وقتی سیاست‌مدار، از میدان اجتماعی فاصله می‌گیرد، وقتی در «جای امن» می‌نشیند و بدون حضور در متن واقعیت، نسخه می‌دهد، گفتارش به‌جای آنکه بازتاب‌دهنده جامعه باشد، به بازتولید ذهنیات شخصی تبدیل می‌شود.

و اینجاست که پرسش اصلی شکل می‌گیرد:

آیا این نوع سخن گفتن، نشانه یک گسست نیست؟ گسستی میان گوینده و مردم میان سیاست و واقعیت، میان تحلیل و میدان؟در نهایت، مسئله بر سر نفی یا اثبات «اصلاحات» نیست. مسئله بر سر این است که هر سخنی، باید در جای خود و در زمان خود گفته شود.

و شاید امروز، پیش از هر اصلاحی، نیاز به یک بازگشت باشد: بازگشت به واقعیت.

آقای روحانی به ما بگویید شما دقیقا امروز در کجای «میدان» ایستاده اید؟

۰

دیدگاه تان را بنویسید